چادر برای یک زن مسلمان و متدین، تنها رعایت یک فتوا نیست،بلکه نوعی همسان سازی درون و بیرون است چادر برای او پرچمی برای معرفی هویت او و نگاهی به خودش و جایگاهش در اجتماع است؛نقشی شبیه کارکردی که سردوشی برای یک نظامی در محل پادگان، عبا و عمامه برای یک روحانی دارد.
این نشانه ها و علائم، کارکردهای جذب کننده و دفع کننده بسیاری دارند. همین چادر می تواند برای همکارانش آرامش بخش باشد یا جلوی نزدیک شدن عده ای دیگر را بگیرد یا حتی تبلیغی برای تفکری باشد که آن زن خود را متعلق به آن می داند و از توسعه و گسترش آن خوشنود می شود.یک زن محجبه علاوه بر اینکه بخشی از هویت خود را با پوشش خود معرفی می کند به عنوان یک قطعه خیلی کوچک از جامعه ای بنام ایران، مجموعه بزرگ تری را تکمیل می کند که « زن ایرانی» را از دیگر زن های جهان متمایز می کند.
جمهوری اسلامی ایران برای مردم جهان، هویتی دارد که از تکه های کوچک و بزرگ تشکیل شده است، از قانون اساسی گرفته تا تحریم ها و انرزی هسته ای، و شیوه پوشش مردم ایران نیز یکی از این تکه هاست.
اینکه همه زنان ایران دارای پوششی متفاوت از دیگر زن های جهانند، باعث ایجاد تمایز میان تفکر حاکم بر نظام اسلامی و تفکرات حاکم بر دیگر کشورهای جهان می شود.
اگر حجاب زنان ایرانی را از آنان بگیریم، بخش بزرگی از هویتی که آنان را از دیگر کشور ها جدا می ساخت از بین می رود.
حفظ حجاب در جامعه اسلامی ایران، به معنای حفظ یکی از علم های بلند و تاثیرگذاری است که جهان بینی و هویت جمهوری اسلامی را در جهان، زنده نگه داشتن است و باعث می شود به عنوان صدایی متفاوت و اندیشه ای خاص، همچنان در میان اندیشه ها و تفکرات مختلف در سطح جهان، نقش ایفا کند. این علم اگر بر زمین بیفتد، سرنوشت جنگ بین این جهان بینی ها نیز تغییر خواهد کرد.پرچم هر کشوری نیز به ظاهر، تکه ای پارچه بیش نیست؛ ولی همه کشورها می جنگند؛ تا پرچمشان در احتراز باقی بماند.
منبع:پرسمان، شماره 121